
خبرگزاري آريا-علي کريمي در قسمت دوم گفتگو با برنامه نود به سوال هاي مختلفي که درباره زندگي حرفه ايش وجود داشت پاسخ داد و بخشي از ناگفته ها را به زبان آورد. مثلا ماجراي لگد زدن به ساک در جامجهاني 2006 و اخراج از اردو در زمان سرمربيگري علي دايي.
درگيري با دايي در زمين گيشا
(اين قسمتي بود که خود فردوسي پور بيشتر حرف و کريمي گوش کرد. فردوسي پور از يک مسابقه سالني گفت که دايي و کريمي رو در روي هم قرار گرفتند و کريمي به جز لايي هايي که به دايي انداخته، يک بار او را زده و نزديک بوده کار به زد و خورد بکشد و دايي بلند بلند به کريمي مي گفته محروم بين المللي!) کريمي در اين باره گفت: خدا شکر که فيلم اين صحنه را نداريد که بتوانيد پخش کنيد اما آن موقع ايام به کام ايشان (علي دايي) بود. البته آدم نبايد در هر پوزيشني که باشد از بالا به پايين به آدم ها نگاه کند.
فرشيد استقلالي بود
در خانواده ما همه پرسپوليسي بودن جز فرشيد برادرم که استقلالي بود. من با استقلال قرارداد داخلي بستم اما بعدا با مبلغ کمتر به پرسپوليس رفتم چون اين تيم را بيشتر دوست داشتم.
عابديني و ماجراي کارگر ساختمان
يک بار در بازي فجرسپاسي که ما نيمه اول صفر ـ صفر کرده بوديم و من تازه به پرسپوليس آمده بودم، آقاي عابديني به رختکن آمد و به من گفت يک کارگر ساختماني هم بهتر از من مي توانسته بازي را دربياورد. ايشان لطف داشتند.
خدا دايي را بغل کرده
در آن مصاحبه گفتم خدا دايي را بغل کرده، اينکه چيز بدي نيست. خودم را خدا بغل کرده و يک ماچ هم رويش.
زشت بود که به بايرن مونيخ نروم
وقتي که مي خواستم به بايرن بروم، باشگاه الاهلي در آخرين لحظات پيشنهاد مالي وحشتناکي به من داد اما آقاي جلالي نگذاشت که من در دوحه بمانم و من هم فکر کردم حالا که آمده ام فرودگاه زشت است که به آلمان نروم. در بايرن مونيخ روزهاي خوبي داشت و چون مي خواستم يک چيز تازه را تجربه کنم، همه چيز را تحمل کردم. با همه بازيکنان هم خوب بودم فقط حسن (صالح حميد زيچ) موزي بازي در مي آورد و اذيت مي کرد، شايد هم از کسي سفارش گرفته بود تا اين کار را با من بکند.
لگد زدن به ساک تيمملي
وقتي که در يک بازي آنطور که دلت مي خواهد بازي نمي کني و موقع بيرون رفتن هم مربي تيم به تو محل نمي گذارد، ممکن است يک لحظه همه چيز را با هم قاطي کني. البته اين بزرگترين خطاي زندگي من است و من نبايد اين کار را مي کردم. با اين حال اگر آقاي برانکو مي آمدم جلو و به من دست مي داد شايد اين اتفاق نمي افتاد. اين را هم بگويم که کار عکاس (ابوالفضل امان الله) در شکار اين لحظه عالي بود. اين را هم بگويم که ساکي که زير آن لگد زدم پر از وسايل پزشکي بود و درد زيادي از ضربه به آن کشيدم، بخصوص که همان پايم هم مصدوم بود.
اخراج از اردوي تيمملي
من از حمايت از مربي وقت (علي دايي) و در انتقاد از فدراسيون مصاحبه کردم اما ايشان در مقابل فدراسيون از من حمايت نکرد. آقاي ابراهيمي سرپرست تيم خيلي با ايشان نزديک بود، فرداي آن روز آمد پيش من و گفت از قول تو چيزهايي نوشته اند و بيا آنها را تکذيب کن. اما من گفتم اين حرف هاي خود من بوده در نهايت من از اردو اخراج شدم و ساعت 7 صبح از سرعين با ماشين يکي از دوستانم به تهران برگشتم.
آشتي کنان با دايي
از اين آشتي کنان ها که ما ماشاالله زياد داريم ولي در آن روز بخصوص من داشتم داخل زمين مي رفتم که هلم دادن داخل اتاقي که آقاي دايي بود. ميلي هم به اين کار نداشتم و همه چيز هم خيلي مصنوعي برگزار شد (عادل فردوسي پور گفت: اين سردترين بوسه سال بود و علي کريمي هم با خنده آن را تاييد کرد).
رائول يک الگوي بزرگ
شايد اگر چند سال زودتر رائول گنزالس را ديده بودم زندگي حرفه ايم تغيير مي کرد. او بازيکني بود که با وجود سن و سالش هيچ وقت از زير تمرين فرار نمي کرد در حالي که بازيکنان در آن سن که توانشان کم شده سعي مي کنند توانشان را براي بازي بگذارند، اما رائول اينطور نبود. او يک حرفه اي تمام عيار بود و از او چيزهاي زيادي ياد گرفتم.
مي خواستم مرد سال فوتبال آسيا بشوم
بازگشت دوباره ام به پرسپوليس براي اين بود که مي خواستم در ليگ قهرمانان آسيا پيش بروم و مرد سال فوتبال آسيا بشوم. اما متاسفانه اين اتفاق رخ نداد.
راز عدم تمديد قرارداد با بايرن
علي کريمي در آخرين بخش مصاحبه اعلام کرد بزرگترين حسرت زندگي اش عدم تمديد قرارداد با بايرن بوده است. قراردادي که مي توانست در سال سوم تمديد شود اما بنا به دلايلي اين اتفاق رخ نداده است.