
خبرگزاري آريا-مرتضي احمدي - هنرمند پيشکسوت - ساعاتي قبل در منزلش از دنيا رفت.
به گزارش خبرگزاري آريا، از ماندگارترين آثار احمدي ميتوان به کار صدايي (نوعي دوبله) وي در مجموعه «پينوکيو» اشاره کرد که در آن در نقش «روباه مکار» صداپيشگي کرده است.
«آرايشگاه زيبا»، «کتوشلوار خواستگاري»، «دانيومن» و... از کارهاي تلويزيوني مرتضي احمدي است. وي در انيميشن «شکرستان» هم صداپيشگي کرده است.
در پي درگذشت اين هنرمند محبوب ، معاون امور هنري وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، پيام تسليتي صادر کرد.
به گزارش آريا، در پيام علي مرادخاني آمده است: «ناباورانه به تماشاي خزاني نشستهايم که به گلستان هنر ايرانزمين زده و اين آزمون دشوار الهي را با درد و اندوهي جانکاه از سر ميگذرانيم. اينبار استاد مرتضي احمدي از ميان دوستدارانش پر کشيد و زخمي بر دلهايمان نشست که التياميافتني نيست.»
در ادامه پيام معاون امور هنري آمده است: «استاد مرتضي احمدي عمر گرانمايهاش را يکسره وقف فرهنگ و هنر ايران کرد و تا همين روزهاي آخر، با روحي خستگيناپذير در پي خلق اثري تازه بود. آنچه از اين هنرمند خوشخلق و دوستداشتني باقي مانده، جز آثاري درخشان و نوآورانه که هر يک برگي از تاريخ هنر سرزمينمان است، نامي نيکو است که يادش را در خاطرمان جاودانه کرده است. درگذشت استاد مرتضي احمدي را به خانواده محترمش و جامعه هنري تسليت ميگويم و اميدوارم بازماندگان و دوستدارانش در اين روزها با توسل به پيامبر عظيمالشأن اسلام (ص) و حضرت عليبن موسيالرضا (ع) در برابر اين مصيبت صبور و شکيبا باشند.»(متن خبر را اينجا بخوانيد)
گفتني است آيين تشييع پيکر هنرمند پيشکسوت سينما، تئاتر و تلويزيون روز چهارشنبه از مقابل تالار وحدت با حضور هنرمندان و دوستداران مرتضي احمدي انجام خواهد شد و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا(س) آرام خواهد گرفت.(متن خبر را اينجا بخوانيد)
زندگي نامه
احمدي در 1303 در جنوب تهران به دنيا آمد. پدرش سَقطفروش بود. براي تحصيل ابتدا به مکتب و سپس به دبستان منوچهري در ميدان گمرک رفت و بعد از آن به دبيرستان شرف و دبيرستان روشن رفت.
در شانزدهسالگي ورزش باستاني و فوتبال را شروع کرد و به همراه تيم فوتبال دبيرستانش در مسابقات آموزشگاههاي تهران رتبههايي به دستآورد. بعدها در تيم فوتبال راهآهن تهران و پس از آن در باشگاه راهآهن بازيکن و مربي (تا سال 1325) شد.
پس از چند تلاش آماتوري در تئاتر در 1321 با کمک عدهاي از دوستانش «تماشاخانه ماه» را روبهروي باغ فردوس داير کرد، ولي پس از چند هفته مجبور به ترک آنجا شد. در اوايل پاييز 1322 در تئاتر فرهنگ براي اولين بار پيش پردهخواني کرد و در نتيجه آن بازيگر تئاتر هم شد. مدتي بعد پدرش از فعاليت او در تئاتر مطلع شد و او را از خانه بيرون کرد. مرتضي احمدي پس از مدتي همزمان با هنرپيشگي در راهآهن تهران بهعنوان تعميرکار استخدام شد.
مرتضي احمـدي براي اولين بار به سبک بيات تهران در پيش پردهها آواز خواند و نيز اولين بار (در 1322) ترانهٔ گلپري جون را اجرا کرد، که بسيار محبوب شد و به خاطر آن براي کار در راديو تهران دعوت شد. در يکي از پيش پردهها ترانهاي ديگري به نام «کارگرم من» را اجرا کرد که به استقبال کارگران راهآهن و پس از آن منجر به اعتصاب کارگران راه آهن گرديد که در نتيجه، مرتضي احمدي به بخش حسابداري راهآهن منتقل شد و پس از پايان اعتصاب دستگير شد و در کلانتري تعهد کرد از آن به بعد ازاجراي آن پيش پرده خوداري کند.
پيشپردهٔ ديگري نيز با اجراي احمدي به نام «قدس شاهين» (دربارهٔ ماجراي تجاوز جنسي عدهاي از سربازان آمريکايي به يک زن ايراني) توقيف شد. ولي پس از اجراي مجدد آن در پاييز 1323 در جمعي خصوصي، محکوم شد شش ماه به کرمان تبعيد شود که با پيگيري محمد مسعود، مدير روزنامهٔ مرد امروز که تصادفاً به تئاتر فرهنگ آمده بود ملغي شد. چندتا از پيشپردههاي ديگر با اجراي احمدي نيز توقيف شده است، از جمله پيشپردهاي به نام «پيرهن زرده» که دربارهٔ گروههاي فشار حزب دموکرات ايران که پيراهن زرد ميپوشيدند بود و به کتک خوردن مرتضي احمدي و بازداشت او انجاميد و پيشپردهاي به نام «کارمند دولت» که منجر به انفصال موقت او از خدمت در راهآهن شد ولي با اعتراض احمدي به ديوان عالي کشور لغو شد.
مرتضي احمدي در بهار 1324 از طريق مسابقات فوتبال با ناصر فخرآرايي که در تيم «آفتاب شرق» بازيکن و مربي بود آشنا شد. در 15 بهمن 1327 به دعوت فخرآرايي به مراسم سالگرد افتتاح دانشگاه تهران رفت و در آن جا شاهد ترور محمدرضا شاه به دست فخرآرايي بود که به کشته شدن فخرآرايي و دستگير شدن احمدي انجاميد که پس از بازجويي و اثبات بياطلاعياش از ماجرا، آزاد شد.
احمدي در 1323 به راديو تهران (چندي بعد در راديو ايران و بعد از آن در راديو و تلويزيون ايران)به کار کردن اشتغال گزيد، تا برنامههاي کمدي اجرا کند. در دورههاي مختلفي در راديو کار کرد و از جمله تيپي به نام «بابا جاهل گريان» اجرا کرد و به سبکهاي مختلف ترانه و آواز خواند. در فروردين 1353 نقش اول سريال پربينندهٔ هردمبيل، نوشتهٔ پرويز خطيبي را بازي کرد در نظرخواهياز مردم در سال 1356 بهعنوان محبوبترين هنرپيشهٔ راديو انتخاب شد.
وي در 1326 گويندهٔ فيلمهاي خارجي شد و از اعضاي اوليهٔ انجمن گويندگان و سرپرستان گفتار فيلم (تأسيس در 1342) بود.
پس از کودتاي 28 مرداد 1332 احمدي بازيگري را کنار گذاشت و به مدت هفت سال به اهواز رفت. ولي پس از بازگشت به تهران از نو کار بازيگري را در سريالي تلويزيوني به نام تکمضراب از سر گرفت. از سريالهاي تلويزيوني ديگري که بازي کرده است ميتوان از سلطان صاحبقران، هفت شهر عشق (1356)، آئينه و زير بازارچه (1377، رضا ژيان) نام برد.
در فروردين 1349 نيز احمدي به دعوت علي حاتمي ترانهٔ عنوانبندي فيلم حسن کچل را، ضربيخواني کرد (که به نام روحوضي نيز شناخته ميشود). در همين سبک در 1328 پنج صفحهٔ موسيقي براي يک شرکت انگليسي ضبط کرد. مرتضي احمدي بيش از چهارصد ترانهٔ ضربي و صد و پنجاه ترانهٔ فکاهي خوانده است، اين ترانه هااز نوشتههاي نصيريفر، نويسندهٔ کتابي است به نام مردان موسيقي سنتي و نوين ايرانکه بيشتر کارهاي موزيکال مرتضي احمدي از آن کتاب گرفته شده است.
احمدي در 9 مرداد 1334 با يکي از همکارانش در راهآهن به نام زهرا جوانشير ازدواج کرد که در25 ارديبهشت 1350 بر اثر سرطان درگذشت. احمدي از اين ازدواج يک فرزند دختر به نام آزيتا (متولد 1337) و يک فرزند پسر به نام مازيار (متولد 1340) دارد.
از ماندگارترين آثار مرتضي احمدي ميتوان به کار صدايي (نوعي دوبله) وي در مجموعه پينوکيو اشاره کرد که در آن در نقش «روباه مکار» به خواندن متن ميپرداخت.
اين مجموعه از محصولات شرکت «چهل و هشت داستان» است که در اواخر دوران شاه و اوايل انقلاب به توليد محصولات فرهنگي براي کودکان ايراني ميپرداخت.
سينما