
خبرگزاري آريا-صادق زيباکلام در نامهاي سرگشاده به اظهارات آيت الله علمالهدي واکنش نشان داد.
متن کامل نامه صادق زيباکلام را در ادامه ميخوانيم:
بسمهتعالي
محضر گرانقدر حضرت آيتالله سيد احمد علم الهدي
امامجمعه مشهد مقدس ادام الله ظله العالي
با سلام و تحيات، هفته پيش حقير به دعوت شاخه دانشجويي حزب کارگزاران سازندگي خراسان رضوي به مناسبت سالگرد انتخابات 24 خرداد 92 در دانشگاه علوم پزشکي مشهد سخنراني داشتم. محور عرايضم آن بود که انتخابات 24 خرداد در تداوم مسير انتخابات دوم خرداد سال 76 و بروي کار آمدن اصلاحطلبان و آن تحول هم بهنوبه خود در امتداد مطالبات برجايمانده انقلاب اسلامي ميبود.
علت اين بازتوليد را هم ازآنجا دانستم که انقلاب اسلامي براي تحقق يکسري خواستهها اتفاق افتاد و ازآنجاکه آن خواستهها بهطور کامل تحقق نيافتند لذا هر بار که فرصتي پيش بيايد مردم يا کسر قابلتوجه ايي از آنها همچنان در مسير تحقق آن خواستهها حرکت مينمايند.
بعد هم به تشريح شماري از عمده ترين آن خواستهها که مردم از رژيم شاه داشتند و به خاطر رسيدن به آنها انقلاب کردند پرداختم. ازجمله انتخابات آزاد، آزادي مطبوعات، آزادي بيان، آزادي اجتماعات سياسي و صنفي، آزادي انديشه، لغو سانسور، لغو شکنجه زندانيان سياسي، حاکميت قانون، بازگشت تبعيديها به وطن و بالاخره مهمترين آنها که آزادي زندانيان سياسي ميبود.
اضافه نمودم که بهواسطه يکسري از دلايل سياسي و اجتماعي بهتدريج از همان ماههاي نخست بعد از انقلاب آن خواستههاي دمکراتيک جاي خود را دادند به آمريکاستيزي، استکبارستيزي، غربستيزي، صدور انقلاب، محو اسراييل و اين دست مطالبات. روندي که بهمرور زمان گستردهتر و فراگيرتر شده وعملا جاي آرمانها و خواستههاي اوليه انقلاب اسلامي را گرفته است.
به حضار که علي الاغلب نسلهاي بعد از انقلاب بودند و انقلاب را نديدهاند توصيه کردم که به روايتهاي بنده و همنسلان بنده باور نکنند و به چشم و عقل خودشان باور کنند. براي آگاهي از اينکه اهداف و آرمانهاي انقلاب کدام بودند مراجعهکننده انبوه آرشيو اسناد و مدارک انقلاب، به مطبوعات دوران انقلاب، به صدها سخنراني، مصاحبه و اعلاميههاي مرحوم امام خميني رهبر انقلاب زماني که در نوفل لوشاتو بسر مي بردند، ايضا به سخنراني ها و مصاجبه هاي شخصيت هاي انقلابي و مبارز ديگر در داخل کشور، به بيانيه ها، اعلاميه ها و نامه هاي سرگشاده گروهها و تشکلهاي سياسي مبارز اعم از مذهبي، مارکسيست و ملي گرا، به قطعنامه هاي تاريخي که در پايان راهپيمايي ها قرائت مي شدند و خواسته هاي راه پيمايان را اعلام نموده و صدهاهزار نفر با فرياد تکبير آنها را تاييد مي کردند. همه اينها بنجو بي چون و چرايي روشن مي سازند که انقلاب اسلامي براي چه بود. آيا براي تحقق دمکراسي در ايران بود يا براي مبارزه با آمريکا؟ از جمله خواسته ايي که بيشترين تواتر را در تکرار داشت آزادي زندانيان سياسي بود.
فرداي سخنراني بنده در دانشگاه مشهد حضرتعالي در ديداري با اعضاء هيات هاي موتلفه و آشکارا در پاسخ به عرايض بنده مي فرماييد: کسانيکه در همايش هاي اخير آزادي زندانيان سياسي را خواسته انقلاب دانسته اند، پست ترين حرف ممکن را بزبان آورده اند. از اين معنا هم بهت زده شدم هم متاثر.
جناب آيت الله علم الهدي عزيز، اگر از ميان همه خواسته هاي مردم در دوران انقلاب فقط يکي را قرار مي شد برگزينيم، باور بفرماييد آن يکي «آزادي زندانيان سياسي» مي بود. اگر جنابعالي حتي يکبار در دوران انقلاب جلوي زندان قصر يا اوين مي آمديد و مي ديديد خيل عظيم جمعيت را که باستقبال زندانيان آزاد شده آمده بودند و چگونه آنها را بر روي شانه هايشان حمل مي کردند امروز اينگونه قضاوت نمي کرديد. جناب علم الهدي عزيز، تاريخ را مي شود تحريف کرد، مي شود حتي تا حدودي آنر حق و ناحق کرد اما يقينا نمي شود آنرا به کل انکار کرد.
ايام بکام باد
صادق زيباکلام
بيست و نهم خرداد ماه يکهزارو سيصد و نود و چهار