خبرگزاري آريا-
سعيد
سالارزهي کارگردان سريال «کوچه مرواريد» ميگويد جنابخان مديون نبوغ
آدمهايي مثل محمد بحراني، رامبد جوان و همه دستاندرکاران اين سريال است.
پيش از آن که جناب خان، اين جور در «خندوانه» توجه
مخاطب را به خود جلب کند، در يک سريال خانگي به نام «کوچه مرواريد» حضور
داشت. سريالي تلفيقي با حضور عروسکهاي مختلف و بازيگراني چون عليرضا خمسه و
رامبد جوان. اين نخستين سريال در شبکه نمايش خانگي بود که براي کودکان
ساخته ميشد. سريالي که به گفته سعيد سالارزهي کارگردانش به دليل عدم پخش
مناسب و شرايط اقتصادي خوب ديده نشد.
سالارزهي پيش از اين نيز، با کارگرداني مجموعههايي چون «تاکسي شانس»، «صفر
و يک»، تله فيلم «شکار» و تدوين آثاري چون «دنياي شيرين دريا»، «تولدي
ديگر»، «پليس جوان» و … در حوزه تلويزيون فعاليت داشته است.
اين گفتوگو درباره روند شکلگيري و خلق عروسکي به نام «جناب خان» و البته
سريال «کوچه مرواريد» است که با بيم و اميد ميخواهد به راهش ادامه دهد:
ايده کوچه مرواريد از کجا آمد؟
سالهاي 88-89 من به فکرساخت يک سريال براي نمايش خانگي با همکاري پيمان
قاسمخاني، پيمان عباسي و محمدرضا گلزار بودم. خيلي هم جلو رفتيم ولي به
لحاظ مشکل مالي و بحث سرمايهگذار از يک جايي به بعد نتوانستيم ادامه دهيم.
بنابراين به اين فکر افتادم که يک کار مستقل بسازم. با مشورتهايي که
داشتم به اين نتيجه رسيدم که سالهاست دربخش خصوصي به کار کودک توجه خاصي
نميشود و براي همين تصميم گرفتيم براي شبکه خانگي يک کار جدي و و قابل
توجه را تهيه کنيم. اتاق فکري با حضور محمد بحراني، محمد نادري، اميرسلطان
احمدي، بهادر مالکي، نيوشا صدر و خودم تشکيل شد و مجموعه ايي به نام کافه
مرواريد را طراحي کرديم. اين طرح براي ارشاد ارسال شد که با يک سري ايرادات
جزيي روبرو گشت ولي همزمان من درگير فيلمها و سريالهاي خودم شدم . يک
سال بعد با پايان يافتن تله فيلمي به سفارش سيما فيلم و کارگرداني فرزاد
موتمن با نام " و از سرنوشت " ديدم کافه مرواريد مورد بيتوجهي قرار گرفته
است. اين بار تصميم گرفتم تمرکز اصليام را روي اين پروژه بگذارم به همين
خاطر سال 1390 کافه مرواريد را در خانه سينما ثبت و اتاق فکر جديدي تشکيل
داديم .
اين بار چه کساني در اتاق فکر بودند؟
محمد نادري، اميرسلطان احمدي، سارا سالار، رضا کاظمينژاد، سيما سالارزهي و
خودم. حاصل اين اتاق فکر، خلق کاراکترهايي شد که الان در کوچه مرواريد
حضور دارند. مثل آقاي محترم که رامبد جوان نقشش را بازي ميکند و يا جناب
خان که محمد بحراني صداپيشهاش شد. ما از همان اول براي موفقيت در کار
عروسکي به اين نتيجه رسيديم که تنها راه تضمين موفقيت در بين بچه ها و مردم
رسيدن به کاراکترها و عروسکهايي جذاب و منحصر به فرد است. به همين خاطر
خيلي روي موضوع طراحي ، نامگذاري و ساير موارد وقت گذاشتيم و پروسه
فيلمنامهنويسي و طراحي قصه ها شکل گرفت.
جناب خان چطور شکل گرفت؟ کي صدا پيشه را انتخاب کرد و چرا تصميم گرفتيد جنوبي باشد؟
اين، حاصل کار جمعي بود. از همان دوره اول اتاق فکر يک سري کاراکترها مشخص
شده بودند. مثلا جناب خان را تا دو سال به اسم لبويي ميشناختيم و يک روز
محمد نادري اسم جناب خان را پيشنهاد داد و موافقت همه را همراه داشت. برخي
از ويژگي هاي جناب خان در اتاق فکر شکل گرفت . ما استفاده از لهجه ها را در
دستور کار داشتيم و کارکترهايي مثل يه پارچه آقا با لهجه شمالي و ساير
موارد به همين دليل شکل گرفتند ولي درزمينه ي متجلي شدن کاراکتر در فيلم
نامه ، نقش محمد نادري از بقيه بچه ها پررنگ تر بود و بارها براي اينکه اين
همه به اين کاراکتر اهميت داده ، مورد سرزنش قرار مي گرفت. در بحث انتخاب
صدا پيشه مشاور اصلي من امير سلطان احمدي بود ولي در باره جناب خان علاوه
بر او محمد نادري نيز به دليل دوستي ديرينه و شناخت کافي از محمد بحراني او
را مناسب ترين شخص مي دانست و من هم در اولين جلسه تمرين کاملأ متقاعد
شدم.
اتفاقي که درباره کوچه مرواريد افتاد اين بود که نخستين سريال عروسکي شبکه خانگي بود ولي هنوز کاملا شناخته شده نيست . چرا؟
من به تجربه دريافتم که براي موفقيت يک اثر در شبکه خانگي چند بخش مهم و
تعيين کننده وجود دارد .اصل اول داشتن يک سريال با محتواي قوي و مناسب است
،اصل دوم همکاري با يک پخش قوي و کارآمد در شبکه نمايش خانگي و سومين اصل
بسيار مهم ، ايجاد تقاضا در جامعه مخاطب قبل از پخش اولين قسمت مجموعه مي
باشد . ما در دو مورد اول نسبتا موفق بوديم.يعني با بهترين پخش ها همکاري
داشتيم و در خصوص محتوي بايد بگويم ما سال 92 ضبط سري اول پلاتو هاي کوچه
مرواريد را انجام داديم و آن را در مدارس و مهدکودک هاي منتخب نمايش داديم و
متوجه شديم هنوز اين کاربدرستي مورد توجه و علاقه کودکان نيست. پس کل راش
هاي تصويربرداري را دور ريختيم و کار را دوباره شروع کرديم و اين يعني
دوباره اصلاحات اساسي و کار روي فيلم نامه ها . شش هفت ماه وقت گذاشتيم ودر
تير ماه نود سه مجددا ضبط را از سر گرفتيم و اينبار به باور خودمون نسبتا
موفق شديم .
فيد بک هايي از مخاطبين اين مجموعه داريم خيلي مثبت و خوب بوده و اينبار
معتقديم که محتوي مجموعه اگر چه با آرمانهاي ما فاصله زيادي دارد ولي در
مجموع نمره قبولي گرفته و بينندگان ما راضي بود هاند . اما ما در اصل سوم
به مشکل برخورديم بدين معنا که در حوزه کودک ، شناسايي ، تبليغ و ايجاد
تقاضا با حوزه بزرگسال کاملا متفاوت است. در حوزه بزرگسال از طريق مطبوعات،
بيلبورد و ... شما ميتوانيد انتظار و استقبال را ايجاد کنيد ولي در حوزه
کودک،مطبوعات ، تيزر و بيلبورد به کار نميآيد. در اين زمينه هيچ راهي جز
استفاده از رسانهاي مثل تلويزيون و يا در شبکه نمايش خانگي بصورت آهسته و
پيوسته رفتن انتخاب ديگري نداريم. انتخاب اجباري ما روش دوم بود. درپخش سري
اول مجموعه ، ما نتوانستيم نظر صاحبان سوپرمارکت و ويزيتور ها را جلب کنيم
و حالا شرايط نسبتا سختي را براي ما رقم زده است ولي من فکر ميکنم اين
کار در آينده نه چندان دور ميتواند موفق باشد به همين خاطر ميخواهيم
استقامت کنيم.
در حال حاضر چند قسمت آماده داريد و چه برنامه ايي براي آينده ؟
حدود 21 قسمت را تهيه کردهايم که فعلا فقط 6 قسمت آن پخش شده است. ما از
همان ابتدا ي کار متوجه شديم که تحقيقات مدون ، علمي و منسجم در حوزه کودک
نداريم و يا اگر داريم من بي خبرم و ما تصميم گرفتيم با ساخت کوچه مرواريد و
برقراري ارتباطي دو طرفه و متقابل با کودکان و والدين آنها خودمان و
برنامه مان را هر روزه تصحيح کنيم . يعني کوچه مرواريد يک پديده زنده است و
مي بايد خود را در بخش هاي مختلف از کيفيت هنري و فني گرفته تا مسئله
تاثيرات مثبت درزمينه پرورش و رشد کودکان کم اشتباه تر کند تا بالاخره به
برنامه ايي موفق و موثر و در حد استانداردهاي جهاني نزديک شود . موفقيت
کاراکتري مثل کاراکتر جناب خان ميتواند نظرها را به کوچه مرواريد هم جلب
کند چون ما در اين مجموعه همه تلاشمان اين بود که بدون بدآموزي و تاثيرات
مخرب ، بتوانيم در شکلي جذاب و شاد ، مباحث آموزشي را به بچهها منتقل کنيم
وبه همين خاطر که باور داريم ميتونيم براي بچهها مفيد باشيم، همه
سختيها را تحمل ميکنيم و مايوس نمي شويم .
يک اتفاقي که براي سريال شما افتاد اين بود که آدمهايي مثل محمد
نادري يا همين جناب خان، که از سريال کوچه مرواريد بيرون آمدند خيلي موفق
شدند. به نظرتان اين اتفاق براي خود کوچه مرواريد هم خواهد افتاد؟
بله ، زمان ميخواهيم . چيزي که من در اين مدت ياد گرفتم اين است که يک
کاراکتر خوب اگر چه در ابتدا از ذهن هاي خلاق و متخصص شکل ميگيرد ولي در
مسير تکاملش بايد کسي مثل محمد بحراني همراهش باشد. تعداد صداپيشههايي که
مثل محمد بحراني داراي تمرکز، انگيزه، خلاقيت و مسئوليتپذيري باشند زياد
نيستند. محمد بحراني از نظر من نابغه است و من در تجربهاي که به دست آوردم
فهميدم ايده اوليه يک کاراکتر بايد در اختيار کساني باشد که با آن زندگي
کنند. بحراني ايده اوليه جناب خان را به درستي دريافته و فراتر از آن دارد
با آن زندگي ميکند وارتقا مي دهد و مواظبش است. از سوي ديگر ما در کوچه
مرواريد هم به اين نتيجه رسيديم که کاراکتري مثل جناب خان روبروي کسي مثل
آقاي محترم يعني رامبد جوان شکوفا ميشود.
دومين نابغهاي که من سراغ دارم رامبد جوان است. اگر رامبد در برابر جناب
خان قرار نگيرد و اين واکنشهاي بسيار درست، به جا و صميمي را نشان ندهد
اينقدرجناب خان برجسته نميشود. ما اين را در کوچه مرواريد هم بنوعي داريم.
شما خيلي از اين صحنههايي را که امروز بين جناب خان و رامبد در خندوانه
ميبينيد ميتوانيد در کوچه مرواريد هم ببينيد با اين تفاوت که انجا مخاطب
کودک است و جنس کار فرق ميکند. به همين خاطر در خندوانه اين دو نابغه وجه
ديگري از توانايي خود را بروز ميدهند. درباره کوچه مرواريد من خيلي
اميدوارم و فکر ميکنم به لطف خداوند موفق ميشود، اگر اين اتفاق رخ ندهد
فکر کنم اگر ما تمامي تلاشمان را بکنيم لااقل خيالمان پيش وجدانمان راحت
خواهد بود وما خودمان را مقصر نمي دانيم ..
تقصير کيست؟
شرايط اقتصادي و شرايط پخش، شايد کمي هم کم لطفي مسئولان و شايد چيزهاي
ديگه . در هر صورت شايد در مجموع شرايط اجازه ندهد بذري که ميتواند در
حوزه کودک به يک درخت قوي و تنومند تبديل شود ، رشد پيدا کند ولي من اعتقاد
دارم اگر همه چيز معمولي پيش برود به زودي کوچه مرواريد موفق ميشود چون
اين سريال کلکسيوني از کاراکترهاي جذاب مثل جناب خان ، آق ياتاقان ، قشنگ ،
يه پارچه آقا ، دارچين وسايرين که مجموعا بيست و پنج عروسک که هرکدام بخشي
از جامعه را نمايندگي ميکنند و در کنارشان بازيگران بزرگ و محبوبي مثل
عليرضا خمسه ، رامبد جوان ، آناهيتا همتي ، عارف لرستاني و ساير هنرمندان
حضور دارند که در قصه هايي جذاب و شاد و آموزنده حضور دارند که فقط يکبار
بايد ديده شوند تا معروف شوند .
آيا همه آنها مثل جناب خان به اوج ميرسند؟
اينجا ديگر موضوع صداپيشه ها و مسئله آنتن مطرح ميشود. براي چناب خان اين
فرصت ايجاد شد که از رسانه ملي ديده شود ولي براي ساير کاراکتر هاي ما اين
فرصت پيش نيامده ولي اين بدين معنا نيست که حتما اين اتفاق براي ساير
کارکتر ها هم خواهد افتاد ولي به نظر من تعدادي از اين کاراکتر ها چنانچه
صدا پيشه هايشان همچون بحراني بتوانند تمرکز ، مسئوليت پذيري و خلاقيت را
همراه داشته باشند ، بله ميتوانند به اوج برسند. متاسفانه در حوزه کودک
چون بچهها چه صداپيشهها و چه عروسکگردانها از نظر مالي تامين نيستند
همزمان چند جا کار ميکنند و اين باعث ميشود تمرکزشان از دست برود. در کار
ما هم چون سري اول کوچه مرواريد با استقبال روبرو نشد بعضي از بچهها
مايوس شده اند ولي اگر باور داشته باشند بزودي خواهند ديد که اين اتفاق
ميافتد.
چرا رامبد از بين آن همه کاراکتر جناب خان را انتخاب کرد؟
رامبد، به درخواست تيم ما جناب خان را به خندوانه دعوت کرد. از او خواستيم
يکي از اين عروسکها را انتخاب کند و او جناب خان را رشديافتهتر از بقيه
ميديد. در همان دوره اول سه چهار عروسک ما به مرز پختگي رسيد که جناب خان
يکي از آنها بود. ضمن آن که جناب خان مخاطب بزرگسال داشت. رامبد هم
انرژيهاي جناب خان و محمد بحراني را ميپسنديد و به همين خاطر از او دعوت
کرد که به خندوانه برود. نکته اي که بايد روي آن تاکيد کنم اين است که خلق
جناب خان اصلا تصادفي نيست. روندي است که خيليها درش نقش دارند. از خانم
هديه هاشمي که طراحي و ساخت عروسکها را بعهده داشته تا نيما مجلسي طراح دو
بعدي جناب خان وساير عروسک ها و يا مرتضي خدايي طراح سه بعدي عروسک ها
گرفته تا همه و همه کمک کردند.
ما خيلي طرح زديم و دور ريختيم. خودم دنبال عروسکهايي بودم که با کمترين
ويژه گي در چهره ، بيشترين احساسات را تداعي و به مخاطب منتقل کنند. تک تک
اين بچهها از جمله خود سازنده و ايدهپرداز همه در خلق جناب خان دست
داشتند و البته اين حرفم از ارزشهاي خندوانه به عنوان يک برنامه بسيار
ارزشمند و خاص وهمچنين از ارزشهاي رامبد و محمد بحراني کم نخواهد کرد.
جناب خان متعلق به خندوانه، رامبد جوان و کوچه مرواريد وهمچنين از حالا به
بعد متعلق به همه طرفدارانش است.
احساسم اين است اتفاقي که براي جناب خان در خندوانه افتاده بسيارمتفاوت و
خاص است و کاراکتري متفاوت ازفضا و شرايط ساير کاراکتر هاي محبوب همچون
کلاه قرمزي دارد که فقط مي بايد در حوزه برنامه کلاه قرمزي ديده و تعريف
شود. جناب خان دوست دارد به سينما برود تا بتواند نظر احلام را جذب
کند.جناب خان عاشق مردم است و در تصميم گيري هايش به اين مسئله خيلي اهميت
مي دهد . اتفاق جالب اين است که براي گروه سازنده جناب خان، او به عنوان يک
پديده زنده که براي خودش تصميم ميگيرد تبديل شده است. خيلي از خصايص او
در وجود بحراني در حال شکل گرفتن و زندگي کردن است. احساسم اين است که ما
نه تنها جناب خان را همچنان در خندوانه و کوچه مرواريد خواهيم داشت بلکه او
را درجاهايي خواهيم ديد که انتخاب خود اوست .
پس شاهد يک نوع همکاري بين شما و رامبد جوان براي جناب خان هستيم؟
بله، صد در صد. رامبد قبل از خندوانه هم ، نقش بزرگي در شکل گيري کوچه
مرواريد دارد. رامبد هم به عنوان يک دوست خوب و هم بعنوان يکي از از اعضا و
صاحبين کوچه مرواريد و بازيگر نقش آقاي محترم از همان ابتدا در کنار من
بود، حتي بدون قرارداد و فقط به دليل احترام به دوستي مان و اينکه او هم
معتقد است که ميتوان و بايد براي بچه هاي سرزمين مان هر چه از دستمان بر مي
آيد ، انجام دهيم . در تمام اين مدت هم کمک کرده که کوچه مرواريد سر پا
بماند. به همين خاطر براي تصميم گيري نظر رامبد برايم خيلي مهم است نه فقط
به خاطر حقوق حقهاي که دارد بلکه به اين خاطر که بسيار آدم باهوش و خلاقي
است و اين مطلب براي همه مشخص است و خندوانه هم دليل بسيار برجسته اي بر
اين مدعا . در ضمن من امانتدار يک سري از هنرمنداني هستم که وقتي کارشان
تمام ميشود ديگر کسي به آنها بها نميدهد. اعتقاد دارم تمام کساني که در
اين سالها با من همکاري کردند صاحب کوچه مرواريد و همه کاراکترهايش هستند .
طي چند ماه گذشته پيشنهادهاي زيادي براي حضور جناب خان در سريال، سينما،
برنامههاي ترکيبي، براي آيتمهاي کوتاه وحتي تبليغات مستقيم مانند بيلبورد
و تيزر به ما شده که ما همه مشغول بررسي اين پيشنهاد ها هستيم ولي آنچه که
قطعي ست ، ما اجازه نخواهيم داد که با بهرهبرداري غلط از محبوبيت جناب
خان ، نارضايتي مردم ، جناب خان و سازندگانش را موجب شويم. موفقيت جناب خان
يک انرژي دوبارهاي به بچههاي خسته ما که از سال 89 مشغول تلاش بوده و
ثمرهاش را هنوز نتوانستيم بگيريم داده است و اين را من مديون لطف خدا ،
نبوغ بحراني و رامبد جوان هستيم.